خاطرات النا و مامان-بابا
مینویسم برایت تا بماند در یادت
دختر گل من به کارهای هنری خیلی علاقه داره من هم سعی میکنم با دلش راه بیام از این رو همیشه خونه بهم ریخته است
آبرنگ و مداد رنگی و پاستل و رنگ اکریلیک که بالاخره یکیش وسطه البته خوبیه دخترم اینه که تا یکی رو جمع نکنه سراغ اون یکی نمیره در مورد پازل هاش هم همینطوره با یکی بازی می کنه جمع میکنه میره سراغ بعدی افرین بر شما دختر مرتبم
خلاصه که هنرکده ای داریم کوچک در منزل که با النا مشغولیم حسابی
البته این روز ها هوای خوب بهاری هم ما رو به بیرون منزل میکشونه حتی تو یک روز باونی هم با النا شال و کلاه کردیم و چتر در دست زدیم تو دل بارون نه بارون نم نم بارون شر شر و حسابی هر دومون لذت بردیم النا هم کلی از بوی بارون برام تعریف کرد که چقدر دوست داره این بو رو الهی فربون اون حست بشم
پارک هم که میریم ازدیدن برگهای تازه درختها و چمن ها حسابی ذوق زده میشه و لذت میبره به من هم هی یاد اوری میکنه مامان ببین برگها جون گرفتند (یعنی عاشقتم)
تو کارهای خونه خیلی کمک میکنه و من هم اصلا مانع نمیشم و دوست دارم این حس همکاری توش بمونه
روزهای عید که مهمون داشتیم و خصوصا مهمون کوچولو که اتاقش رو منفجر میکردند وقتی مهمونها میرفتند تا اتاقش مرتب نمیشد راضی نمیشد به همین خاطر من هم هر چی بهم میریزه باهاش کاری ندارم چون میدونم خودش بیشتر از من دوست داره بعدش وسائلش سر جاش باشه البته گاهی هم تنبلی میاد سراغش که اشکال نداره من عاشق اون گربه تـــــنبله نازم
بعد از تعطیلات نوروز هم یک نمایشگاه آثار هنری کودکان تو فرهنگسرای آفتاب برگزار شد که کارهابی از النا هم اونجا بود که النا خانم اجازه دادند با چندتاش عکس بگیرم
این کار نقاشی و کاردستیه که تارعنکبوتش نقاشی و عنکبوتش کاردستیه
این هم یک ایده بسیار جالب ار مربیشون سرکار خانم تاجیک که زحمت کشیدن از بچه ها عکس گرفتند بعد نصف اون رو چاپ کردند و بقیه عکس رو خود بچه ها کشیدن من خیلی این کار رو دوست دارم
این هم نقاشی ادمک و کلاه اون کاردستی
اینجا هم در حال انجام نقاشی به سبک النایی
این هم نتیجه کار
به نظر من نقاشی خیلی کمک بزرگیه به بچه ها برای بیان حس و عواطفشون شاید بچه هایی که زیاد نتونن با بیان منظورشون رو بفهمونن با نقاشی بهتر میتونن این کار رو انجام بدن
تو این سن خیلی به زیبایی نقاشی اهمیت نمیدن بلکه مهم براشون نتیجه ای که میخوان خودشون رو راضی کنه
ان شالله که خدا به همه بچه ها سلامتی بده و به مامانهاشون توانایی تا بتونن با این گلهای زیبا وقت صرف کنند
نوروز امسال اولین سالی بود که النا مسافرت نرفت و تهران بود دختر عزیزم
البته نتونستیم خیلی هم تهران گردی کنیم
دید و بازیدهای عید که النا حسابی ازشون لذت برد و کیف کرد خصوصا اونهایی که بچه داشتند و با هم بازی میکردند
کمی هم طبیعت گردی کردیم و مهمون داشتیم
دخترم تو کارها به من کمک میکرد خیلی خانم بود ممنون ازش
تو بهار من و النا سعی میکنیم بیشتر بریم تو طبیعت و از این هوای بهاری لذت ببریم
بزرگ شدن و رفتارهای متفاوتش رو کاملا حس میکنم
همیشه دعای من اینه که خدا کنه براش کم نزارم و از این فرصتها برای رشدش چه جسمانی چه معنوی استفاده کنم
چند تا عکس از هم پرنسس من
امروز اینجا بریم
الان اینکار رو بکنیم
الان وقت خوابه
الان که وقت بیرون رفتن نیست !
الان ناهار بخوریم
و.......
خلاصه که اینکه میگن فرزند سالاری به نظر من خیلی درست نیست به نظرم لطف سالاری پدر و مادرهاست
مکالمات تلفنی النا کاملا کپی برداری از مکالمات تلفنی این حقیر !!
اماده هر گونه بیرون رفتن
بسیــــــــــــــــــــــــــــــــــار مهربون (نه بخاطر اینکه مامانشم میگم ها)
عاشق نقاشی و کلاژ و بسیار مستقل ..تو قسمت کلاژ لذت دو چندان میبره از قیچی کردن
تو کارهای خونه خیلی به من کمک میکنه و من هم بسیار تشویقش میکنم
عاشق تاتر و ضمنا فکر میکنه ما تنوع زیادی برای تئاتر کودک داریم و توقع داره هر روز ببرمش تئاتر
(ضمنا دو تا تئاتر خوب در تالار هنر در حال اجراست که پیشنهاد میکنم حتما کوچولوهاتون رو ببرید.http://www.talarhonar.blogfa.com/)
دوستان خوبش رو هم تو کیدزکلاب دوباره دید که انرژی خوبی از دوستاش گرفت
فقط اینکه دیگه از زمستون خسته شدیم و دلمون بهار و درختهای سبز و بدو بدو تو پارک و اینجور کارها میخواد
عکس هم اپلود نکردم چون بعد دو روز باز *ف ی ل ت ر *میشه من هم خودم رو سبک نکردم
وفتی دخترکم قصد کمک بکنه هیچی جلودارش نیست !!این هم از انار دون کردنش که الحق هم خوب دون کرد
ااینجا هم توی یک بازارچه خیریه بود که النا کلی لذت برد
در راه رفتن به کیدزکلاب و دیدار یاران قدیمی
النا ونیلوفر عزیز دوست شفیق النا
| Design By : Pars Skin |





































